مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند

قیاس این زمان با زمان حضرت علی (علیه‌السلام)

امام علی (علیه السلام)

اگر به دوره چند ساله ولایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام امامت به مفهوم حاکمیت، نظری بیاندازید، خیلی کمک می کند به این که بدانید در چه موقعیتی از تاریخ انقلاب و این جهاد بزرگ و مقدس قرار گرفتید. دورانی که حکومت به امیرالمومنین علیه السلام رسیده، تقریباً شبیه به دوران معاصر شماست. به لحاظ زمانی، سال سی و پنج هجری یعنی بیست و پنج سال از رحلت پیامبر گذشته بود. اینها که می گویم خوب دقت کنید برای عبرت گرفتن از تاریخ لازم است.

تاریخ را دو جور می شود خواند؛ یک جور مثل قصه که بدانیم قبلاً چه اتفاقی افتاده، به قصد آفرین یا نفرین گفتن به کسانی، این خوب است؛ اما اگر بخواهیم اقتدا بکنیم و مفهوم امام و مأموم و امام و امت تحقق پیدا بکند، اصلاً کافی نیست. یک روش دومی برای خوانش تاریخ و بازخوانی تاریخ  و سیره پیامبر و اهل بیت علیه السلام است که ما را به آن شیوه بازخوانی تاریخ توصیه کردند که فقط قصه خوانی نیست؛ خواندن به قصد عبرت گرفتن است: فاعتبروا یا اولی الابصار.

تقریباً هر جا قرآن کریم به سرگذشت انبیا و اولیا یا اقوام صالح و فاسد اشاره می کند، به یک زبانی دعوت به اعتبار می کند. یک فاعتبروا بعدش می گوید که ما نخواستیم یک قصه ای فقط گفته باشیم که چه شد. عبرت گیری یعنی جور تاریخ را بشناس و موارد مشابه را در دوران خودت پیدا کن و از سوراخی که کسانی در آن دوره  گزیده شدند، شما دیگر گزیده نشوید. عبرت گرفتن از تاریخ یعنی مواجهه صحیح تجربه اندوزانه با تاریخ. بفهمیم چه کسانی چه کردند و چرا، چه نکردند و چرا و اینک ما چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم. بعضی ها ممکن است بگویند این یک نوع شبیه سازیست؛ شبیه سازی غیر از عبرت است. آن تحریف تاریخ است. شبیه سازی یعنی شما فقط یک  شباهت های صوری بین این دوره و آن دوره پیدا کنید، اما عبرت گرفتن یک جور شبیه یابی است، نه شبیه سازی؛ یعنی شما در تاریخ، تاریخ نمی خوانید به قصد آفرین و نفرین گفتن، بلکه می خوانید تا تکلیف خودتان معلوم بشود که امروز من باید چه کنم.


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 خرداد 1390  ] [ 2:55 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

خوارج و عزم جنگ با على عليه السلام
در اثناى زمانى كه اميرالمؤ منين على عليه السلام در كوفه منتظر انقضاى مدت قرارداد حكميت بود، تا مجددا به جنگ با معاويه اقدام كند؛ طايفه اى عباد و نساك از خواص اصحاب اميرالمؤ منين على عليه السلام به تعداد چهار هزار نفر با هم متفق و متحد شده از كوفه بيرون رفتند و حزب تشكيل دادند.
آنان با شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى به مخالفت با اميرالمؤ منين على عليه السلام برخاستند.
اى طايفه با تبليغات فراوان توانستند كه هشت هزار نفر ديگر را همفكر خود كنند و لشكر دوازده هزار نفرى فراهم آورند، در موضع حروراء
(120) اردو زدند و فردى به نام عبدالله بن كواء را امير خود قرار ساختند.
اميرالمؤ منين على عليه السلام عبدالله بن عباس را به سوى آنان فرستاد تا بپرسد چه مى گويند و چه مى خواهند! براى كدام مقصود اجتماع كردند!
عبدالله بن عباس نزد آنان رفت ، چون او را ديدند با آواز بلند گفتند: واى بر تو اى ابن عباس ! آيا تو هم مثل اميرت على بن ابى طالب عليه السلام كافر شدى ؟
عبدالله گفت : يكى از شما كه عالم تر است نزد من آيد تا با هم سخن بگوييم . عتاب بن اعور ثعلمى به سوى عبدالله آمد و دو مقابلش ايستاد، و هر چه مى گفت از قرآن مى گفت و گويا همه قرآن را حفظ كرده ، و بر معانى آن واقف بود، سخنهاى بسيارى گفت بن عباس همچنان ساكت و خاموش ‍ ماند.


ادامه مطلب  
[ شنبه 28 خرداد 1390  ] [ 1:26 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

كوتاه از نشست «دلالت دولت، آيين‌نامه حكومت و مديريت در عهدنامه مالك اشتر»


همه خیرها  تابع مدیریت صحیح است
اندیشه > دین  - سیدحسین امامی:
به همت گروه مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی پژوهشکده مطالعات میان‌رشته‌ای پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشست علمی «دلالت دولت، آیین‌نامه حکومت و مدیریت در عهدنامه مالک اشتر» با سخنرانی دکتر مصطفی دلشاد تهرانی، در اوایل بهمن ماه در سالن معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار ‌شد.

 دلشاد تهرانی، پژوهشگر نهج‌البلاغه و استاد دانشکده علوم حدیث است که آثار مختلفی را منتشر کرده ازجمله کتاب «سیره نبوی» او که در سال 1385 به‌عنوان کتاب سال برگزیده شد. «دلالت دولت» آخرین اثر این محقق درباره آیین‌نامه حکومت و مدیریت در عهدنامه مالک‌اشتر است که آبان‌ماه سال گذشته رونمایی شد. دکتر دلشاد تهرانی ابتدای سخنانش با تأکید بر اینکه ضروری است به‌دنبال راهکارهای مناسب برای استخراج و تحقق سخنان امیرالمؤمنین(ع) در زمینه و علم مدیریت باشیم، گفت: عهدنامه مالک اشتر در سال 38 یا 39 هجری از سوی امیرالمؤمنین(ع) انشاء شد ولی اگر امروز به آن عمل کنیم مسائل و مشکلات مدیریتی ما را حل می‌کند چون مدیریت موفق از نگاه امیرالمؤمنین(ع) مدیریتی است که بتواند به‌خوبی امور را تدبیر کند و اگر مدیریت صحیح در جامعه و کشور وجود داشته باشد همه چیز اصلاح می‌شود. گزارش این نشست را با هم می‌خوانیم.
دلشاد تهرانی با اشاره به اینکه در مبانی اخلاق مدیریتی باید در 5نگاه خدا، خود، کار، مردم و مسئولیت تأمل کرد، اظهار کرد: هر فرد مسئولی باید همیشه خدا را ناظر و حاضر بر اعمال و رفتار خود بداند. اگر انسان در جایگاه مدیریت نسبت به مردم ظلم و ستم کند حرب با خدا به حساب می‌آید و حرب از حارب بالاتر است، همانطور که عدل بالاتر از عادل بودن.

بنابراین طبق سفارش امام علی(ع) به مالک، نیکوترین اندوخته‌ها برای مدیر، اندوختن عمل صالح و کار شایسته است. درخصوص نگاه مردم در مدیریت هم باید گفت که امام علی(ع) می‌فرماید که نظر، فهم و دید مردم اعتبار دارد، اینکه مردم نمی‌دانند و نمی‌فهمند و فقط من عقل کل هستم، با دیدگاه مدیریتی امام علی(ع) منافات دارد.

در بحث چگونگی مدیریت امام علی(ع) نگاه مسئولان هم وجود دارد. امام علی(ع)‌ با توجه به‌نظری که درباره برتری خدا از همه بندگانش دارد، معتقد است که گزیده‌ترین مردم نزد حاکم باید کسی باشد که سخن حق را بیشتر به او بگوید و او را در انجام کارهایی که خدا آن را برای دوستان خود نمی‌پسندد از همه کمتر یاری برساند. از این جمله این نکته برداشت می‌شود که نگاه به مسئولان باید خیرخواهانه و نه چاپلوسانه باشد و بتوان به راحتی نظر داد و انتقاد کرد.

نویسنده کتاب «مدرسه حسینی» با اشاره به اینکه اصطلاحی که در دین اسلام در بحث مدیریت وجود دارد، «تدبیر» است، گفت: بنا بر تعریف مرحوم شیخ حسن مصطفوی - لغت‌شناس - در کتاب «التحقیق فی حکمه‌‌القرآن»، تدبر به معنای سامان دادن امور به بهترین نحو است تا امور به عاقبت نیکو برسد. این معنا، مفهوم‌رسایی است در اینکه ساز و کار مدیریت در مناسبات و روابط چگونه باشد تا به عاقبت نیکو برسیم. در گفتار امیرالمؤمنین(ع) هم از واژه تدبیر استفاده شده است؛ مثلا ایشان می‌فرماید: «هیچ خردی مثل تدبیر نیست»؛ یعنی بالاترین نشانه خرد، تدبیر امور است. وی به کتاب «وقعه‌صفین» نوشته نصر بن مزاحم، از قدمای تاریخ اسلام اشاره و اظهار کرد: تعبیری از امام علی(ع) نقل شده که «هیچ مملکتی جز به تدبیر و مدیریت صحیح برپا نمی‌شود.» در نگاه امام علی (ع) تدبیر چیزی است که اگر وجود داشته باشد، همه چیز به سامان می‌رسد.



ادامه مطلب  
[ جمعه 27 خرداد 1390  ] [ 5:43 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


برپایی جشن‌های میلاد حضرت علی(ع)
اندیشه > دین  - گروه شهری:
مشاور شهردار و رئیس مرکز فعالیت‌های دینی شهرداری تهران با اشاره به‌ویژه برنامه‌های ماه رجب، از برگزاری مراسم جشن و مدیحه‌سرایی به مناسبت میلاد حضرت علی (ع) خبر داد.

حجت‌الاسلام ناصحی مشاور شهردار تهران و رئیس مرکز فعالیت‌های دینی شهرداری تهران گفت: اعتکاف بهترین فرصت برای خلوت عبد با معبود و برگشتن آدمی به خویشتن خویش است و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند اعتکاف یکی از رویش‌های انقلاب اسلامی است. رئیس ستاد اقامه نماز شهرداری تهران با اشاره به آمادگی کمک به مساجد و حوزه‌های علمیه برای برگزاری مراسم سخنرانی و جشن و مدیحه‌سرایی به مناسبت ولادت امیرالمؤمنین‌امام‌علی (ع) و ایام نیمه ماه رجب گفت: مراسم سخنرانی و مدیحه سرایی در



ادامه مطلب  
[ جمعه 27 خرداد 1390  ] [ 5:39 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


ایران در جشن میلاد مولای متقیان
اندیشه > دین  - همشهری‌آنلاین:
شهرهای ایران در روزمیلاد خجسته مولی الموحدین امیرالمومنین علی (ع) نورباران است

به گزارش واحدمرکزی خبر ، دلدادگان مکتب امامت و ولایت در تهران و سایر شهرهای ایران با آذین بندی و چراغانی سردر مساجد، میادین خیابان‌ها و معابر و پخش نقل و شیرینی، شادی و سرور خود را به مناسبت این شب خجسته ابراز می‌کنند.

صحن‌ها و رواق‌های حرم ثامن الحجج نیز در این میلاد فرخنده آکنده از عطر صلوات و زمزمه رضا رضا و یا علی و نوای دل انگیز استجابت است.

به همین مناسبت ویژه برنامه‌هایی در حرم مطهر رضوی بر پا شده است.

زائران حضرت فاطمه معصومه (س) نیز با شرکت در جشن میلاد نخستین امام شیعیان در حرم مطهر کریمه اهل بیت (ع)، عشق و ارادت خود را امام عدالت نشان دادند .

بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (س) نیز میزبان هزاران ارادتمند اهل بیت عصمت و طهارت و دلباخته ولایت امیرالمؤمنین(ع) است و مداحان در این مراسم در فضل و منقبت آن امام همام مدیحه و مولودیه می‌خوانند.



ادامه مطلب  
[ جمعه 27 خرداد 1390  ] [ 5:32 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


مقدمه

رفتار سياسى امير مؤمنان، پرتوى از سير و سلوك دينى و جلوه‏اى از سرسپردگى او در برابر فرمان الهى است. امام‏عليه السلام چه هنگامى كه به سكوت و كناره‏گيرى بيست و پنج ساله تن مى‏دهد و چه آن زمان كه رهبرى سياسى جامعه اسلامى را بر عهده مى‏گيرد، در پى آن است كه نشانه‏هاى دين را در جاى خود بنشاند و حدود الهى را از پايمال شدن برهاند. (1) از اين رو، در سيره امام على‏عليه السلام ردپايى از رفتار صرفا سياسى نمى‏توان يافت؛ (2) هر چند بيش‏تر مخالفان و برخى از هواداران، به چيزى جز سكوت نمى‏انديشند و انگيزه‏هاى دينى را در قلمرو جهت‏گيرى‏هاى سياسى خود راه نمى‏دهند. به هر حال، بررسى رفتار متقابل امام و مخالفان سياسى را در دو بخش پى مى‏گيريم:

بخش اول: دوران خلفاى سه گانه

امام على‏عليه السلام از آغاز خلافت ابوبكر (11 ه .) تا قتل عثمان (35 ه .) دوران سخت و طاقت‏فرسايى را پشت سر گذاشت كه حوادث آن به خار در چشم و استخوان در گلو مى‏مانست . از فعاليت‏هاى امام در اين دوران طولانى، جز برهه‏اى از آغاز و انجام آن (جريان سقيفه و شورش عليه عثمان) گزارش چندانى به دست نرسيده و تاريخ از قهرمان بى‏هماورد سال‏هاى آغازين اسلام، زاهدى خانه‏نشين را به نمايش گذاشته است. با اين همه، آنچه در گوشه و كنار كتاب‏هاى تاريخى و روايى آمده، اندكى از تلاش‏هاى دينى ـ سياسى امير مؤمنان را مى‏نماياند و از آن حضرت، سياستمدارى دين‏باور و مصلحى نيك‏انديش به تصوير مى‏كشد. جا دارد ارزيابى اجمالى امام را از عملكرد خلفا و رفتار سياسى خويش، طليعه اين گفتار سازيم : هان! به خدا سوگند فلان [ ابوبكر] جامه خلافت را پوشيد و مى‏دانست خلاف جز مرا نشايد، كه آسياسنگ تنها گرد استوانه به گردش درآيد... چون چنين ديدم، دامن از خلافت درچيدم و پهلو از آن پيچيدم و ژرف بينديشيديم كه چه بايد، و از اين دو، كدام شايد؟ با دست تنها بستيزيم، يا صبر پيش گيرم و از ستيز بپرهيزم؟... چون نيك سنجيدم، شكيبايى را خردمندانه‏تر ديدم و به صبر گراييدم؛ حالى كه ديده از خار غم خسته بود و آوا در گلو شكسته... تا آن كه نخستين، راهى را كه بايد پيش مى‏گرفت و ديگرى [ عمر] را جانشين خويش گرفت... شگفتا ! كسى كه در زندگى مى‏خواست خلافت را واگذارد، چون اجلش رسيد، كوشيد تا آن را به عقد ديگرى درآرد. خلافت را چون شترى ماده ديدند و هر يك به پستانى از او چسبيدند و سخت دوشيدند و تا توانستند نوشيدند. سپس آن را به راهى در آورد ناهموار، پرآسيب و جان‏آزار... من آن مدت دراز را با شكيبايى به سر بردم، رنج ديدم و خون دل خوردم. چون زندگى او به سر آمد، گروهى را نامزد كرد و مرا در جمله آنان درآورد. خدا را چه شورايى! من از نخستين چه كم داشتم كه مرا در پايه او نپنداشتند و در صف اينان داشتند. ناچار با آنان انباز و با گفت و گوشان دمساز گشتم. اما يكى از كينه راهى گزيد و ديگرى داماد خود را بهتر ديد، و اين دوخت و آن بريد، تا سومين [ عثمان‏] به مقصود رسيد و همچون چارپا بتاخت و خود را در كشتزار مسلمانان انداخت، و پياپى دو پهلو را آكنده كرد و تهى ساخت. خويشاوندانش با او ايستادند و بيت‏المال را خوردند و بر باد دادند. چون شتر كه مهار برد و گياه بهاران چرد، چندان اسراف ورزيد كه كار به دست و پايش پيچيد و پرخورى به خوارى، و خوارى به نگونسارى كشيد. (3)

امام و غصب خلافت

هنگامى كه اندوه رحلت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله، امير مؤمنان را بى‏تاب ساخته و تدفين پيكر آن حضرت، وى را از هر انديشه ديگرى باز داشته بود، (4) گروهى مهاجر و انصار در سقيفه بنى‏ساعده گرد آمدند و بر سر تعيين خليفه و جانشينى پيامبر، به نزاع پرداختند. شايستگى امام براى خلافت به اندازه‏اى ترديدناپذير بود كه عبدالرحمن‏بن عوف، يكى از دلايل برترى مهاجران را براى تصدى خلافت، وجود على‏بن ابى‏طالب‏عليه السلام در ميان آنان دانست و با زيركى، نام ابوبكر و عمر را نيز در كنار نام على نشاند. انصار اين سخن را تا اندازه‏اى پذيرفتنى يافتند و بر شايستگى امام على‏عليه السلام چنين تأكيد ورزيدند: «آرى، در ميان مهاجران شخصى است كه اگر خلافت را بپذيرد، هيچ كس ياراى هماوردى با او را ندارد.» (5) با اين همه، انگيزه‏هايى كه در آينده به برخى از آنها اشاره خواهد شد، زمام حكومت را به دست كسان ديگرى داد (6) و امام‏عليه السلام را از دستيابى به حق خود بازداشت. موضع‏گيرى امام در برابر اين رويداد، در قالب شيوه‏هاى زير بود:

.1 بيان دلايل برترى خويش



ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 خرداد 1390  ] [ 12:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 3 ]

 

مقدمه

تاريخ عقل و تعقل، همزاد تاريخ بشرى است؛ وجه مميز انسان از موجودات ديگر، عقل او است، و آدمى با تعقل به حيات انسانى خويش ادامه مى‏دهد. به فرموده امام على‏عليه السلام الانسان بعقله؛ (1) «انسان به عقل خود انسان است.» و باز مى‏فرمايند: اصل الانسان لبه؛ (2) «اصل انسان خرد او است.» بنابراين تاريخ تعقل با پيدايش آدم آغاز مى‏شود.

معمولا در كتاب‏هاى تاريخ فلسفه گفته مى‏شود تعقل در سواحل آسياى صغير و در منطقه ايونيا باظهور طالس و آناكسيمندرشروع شده است و پيش ازآن مردم در دوران تخيل مى‏زيسته‏اند. اين سخن اگر درست باشد، كه چنين نيست، تنها درباره شروع نوع خاصى از تعقل صادق است،نه درباره پيدايى تعقل و خردورزى به معناى كلى آن. البته توجه به عقل و تعقل فلسفى و به سخنى ديگر، تعقل در باب تعقل فلسفى و نقد و بررسى آن امرى متأخر است و بر اساس اطلاعات مكتوب و باقيمانده، ابتدا در زمان سوفسطائيان و سقراط به شكلى ناقص مطرح شده است. پس از آن در عصر جديد با فرانسيس بيكن و رنه دكارت و جان لاك بار ديگر مسئله معرفت و به خصوص تعقل،مورد توجه جدى قرار گرفت و درآثار ايمانوئل كانت به اوج خود رسيد و مساوى با فلسفه شد و در نهايت به علم معرفت‏شناسى جديد انجاميد.

هنگامى كه به مباحث مطرح‏شده در تاريخ فكر و فلسفه نظر مى‏كنيم، مى‏بينيم كه عقل افلاطون با عقل ارسطو، عقل متكلمان با عقل عارفان، عقل دكارت با عقل كانت و ... تفاوت مى‏كند و هر كس معناى خاصى از آن را اراده كرده است . اين‏جااست كه پيچيدگى مسئله خود را نشان مى‏دهد و معلوم مى‏شود كه تلقى انسان‏ها از چيزى كه انسان بودن آنها به آن است، يكسان نيست. لازمه اين اختلاف نظر آن نيست كه بگوييم هر كس عقل خاصى داردكه متفاوت و متباين با عقل ديگران‏است ؛بلكه مى‏توان گفت اين اختلاف به دليل اختلاف در تفسير عقل است.

اختلاف در تفسير را نيز مى‏توان به كاركردهاى متفاوت عقل و قابليتهاى گوناگون آن بازگرداند . بدين‏سان اهميت بررسى عقل و تعقل از ديدگاه امام على‏عليه السلام روشن مى‏شود؛ چرا كه خداوند متعال با فضل خويش آن امام حكيم را از عالى‏ترين درجه عقل بهره‏مند ساخته است و هم اواست كه مى‏تواند مفسر عقل و تبيين‏كننده تعقل و مسيرهاى درست آن باشد.

عقل در لغت و اصطلاح


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 خرداد 1390  ] [ 11:20 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


عقلانیت نجاتبخشی در مذهب شیعه بخش اول

مقاله اي از دكتر علی فلاح رفیع،رئیس مركز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی: هر آنجایی كه حجت ظاهر در دسترس نباشد آدمی را حجتی باطن به نام عقل، وجدان و فطرت هست كه همواره در دسترس اوست و بلكه همراه اوست: «فاقم وجهك للدین حنیفاً فطرت الله التّی فطر الناس علیها.»

از آنچه تاریخ تاكنون به ما نشان داده است می توان دریافت كه پیروان هر دین و آیینی خود را اهل نجات دانسته و حتی فرق و مذاهب موجود در داخل هر یك از ادیان نیز طریقه خود را تنها طریقه نجات و سعادت معرفی می كنند. بر همین اساس بحث از نجاتبخشی در ادیان و تفكر و تأمل پیرامون آن یكی از مباحث بنیادی و مهم در نزد متفكران و فیلسوفان دین بوده است.

 

در همین راستا به اعتقاد پیروان مذهب تشیع راه نجات و سعادت منحصر در این مذهب است. و شیعیان معتقدند طریق هدایت و صراط مستقیم همان راهی است كه آنها می پویند، راهی كه به بهشت و سعادت منتهی می گردد. حق اعتقادی است كه شیعیان از آن برخوردارند و كسانی كه ولایت حضرت علی علیه السلام را نپذیرفته باشد به بهشت سعادت راه نخواهند یافت.

هر چند بیان تفصیلی آیات قرآن و روایاتی كه از پیامبر گرامی اسلام(ص) در این باب وارد


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 25 خرداد 1390  ] [ 11:27 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


مقاله اي از دكتر علی فلاح رفیع، رئیس مركز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی:  كسانی كه در دنیا شیعه اسمی و ظاهری علی علیه‌السلام نبوده‌اند اما در عمل او را یاری كرده‌اند، وقتی در سرای دیگر وارد می‌شوند حقایق بر آنان روشن می‌گردد و اینان در زمره شیعیان علی علیه‌السلام قرار خواهند گرفت.

 

دكتر علی فلاح رفیع

رئیس مركز هم اندیشی و نخبگان دانشگاهی

4- تحقیق و بررسی

الف) حق جویی در دنیا،حق یابی در آخرت

از اصولی که طی مقدمات پیشین ذکر گردید این حقیقت آشکار می شود که آدمیان از عقل و وجدان و فطرت خدا جویی و حقیقت طلبی برخوردارند و چنانچه چشم فطرت حق جوی خود را کور نکرده و چشمه جوشان عقل حقیقت بین خود را مسدود نکرده باشند در صحنه قیامت بینا محشور خواهند شد.

اینان در دنیا به دنبال حق بوده اند و مگر نه این بود که پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه فرمود: هر جا حق باشد علی در آنجاست. و این دعایی بود که پیامبر اسلام فرمود: «خداوندا علی به هر جانب روی می گرداند حق را بدان سو بدار» و به یقین دعای آن حضرت هیچگاه از درگاه الهی مردود نخواهد شد. و مگر نه این است که علی امام عدالت جویی، حق طلبی، زهد، اخلاص، اخلاق پسندیده، عشق الهی و تمامی اوصاف نیکوی انسانی است و دوستی علی یعنی دوستی همه خوبی ها و دشمنی او یعنی دشمنی همه خوبی ها. لذا پیامبر فرمود: «یا علی لا یحبک الا مومن و لا یبغضک الا منافق»[1]

مگر نه این بود که ملاک نجات در قیامت اقرار زبانی نیست بلكه آدمیان به هر میزان که خود را در دنیا با حق تطبیق داده باشند به همان میزان اهل نجاتند و اگر رابطه دنیا و آخرت از نوع رابطه حقیقی است و هر آنچه در اینجا کاشته شود در آخرت درویده می شود. پس هر آن کس که در این سرای به میزان قدرت تشخیص و توانایی و استعداد خدادادییش مطابق با حق رفتار کرده باشد در عقبی به همان میزان نتیجه حق جویی و حقیقت طلبی خود را بالعیان مشاهده می کند. دقیقاً به همین دلیل است که بهشت دارای درجات است و جهنم نیز دارای درکات.

و از اصول پیشین آشكار شد كه هر انسانی كه به میزان قدرت و توانائیش تلاش کرده باشد خدای سبحان به فضل خود بر تلاش او بیفزاید و حسناتش را افزون کند.


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 25 خرداد 1390  ] [ 11:24 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


خوراک علی علیه السلام

على عليه السلام هرگز دو خورشت يكجا صرف نكرد چنانكه در شب شهادتش نيز به دخترش ام كلثوم كه براى او نان و شير و نمك فراهم كرده بود فرمود مگر نمي دانى پدرت تا كنون بيش از يك غذا نخورده است؟ شير را بردار و همين نان و نمك كافى است! حضرت باقر عليه السلام فرمود بخدا سوگند شيوه على عليه السلام چنان بود كه مانند بندگان غذا مي خورد و بر زمين مى‏نشست، دو پيراهن سنبلانى مي خريد و غلامش را مخير مي نمود كه بهترين آنها را بردارد و خود آن ديگرى را مى‏پوشيد و اگر آستين و يا دامنش بلندتر بود آن را قطع مي كرد. در مدت پنج سال خلافتش آجرى روى آجر نگذاشت و طلا و نقره‏اى نيندوخت به مردم نان گندم و گوشت مي خورانيد و خود به منزلش مي رفت و نان جو با سركه مي خورد و هر گاه با دو كار خدا پسند روبرو مي شد سخت‏ترين آنها را انتخاب مي كرد و هزار بنده از دسترنج خود آزاد كرد كه در آن دستش خاك آلود و صورتش عرق ريخته بود و كسى را تاب و توان كردار او نبود (1). ابن جوزى          مي نويسد روزى عبد الله بن رزين به خانه على عليه السلام رفت و ديد آن حضرت كمى گوشت و آرد جو با آب مخلوط كرده و در كاسه‏اى مي جوشاند! عبد الله عرض كرد يا امير المؤمنين اين چه غذائى است كه شما مي خوريد؟شما خليفه مسلمين هستيد و تمام بيت المال در دست شما است و شما مجازيد كه به اندازه سد جوع از اغذيه قوى طعام بخوريد. على عليه السلام فرمود براى والى مسلمين بيش از اين جائز نيست.

عبد الله بن ابى رافع گويد روز عيد به خدمت على عليه السلام رفتم انبانى كه مهر شده بود نزدش آوردند و در داخل آن نان جوين خشگ و كوبيده ديدم كه آن حضرت از آن تناول فرمود، عرض كردم يا امير المؤمنين اين انبان را براى چه مهر مي كنيد؟ فرمود: براى آن مهر مي كنم كه مي ترسم اين دو فرزندم (حسنين عليهما السلام) آن را با روغن و يا زيت نرمش كنند.


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 25 خرداد 1390  ] [ 11:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

آیا میدانید روز ۲۶ خرداد ۱۳۹۰ برابر با ۱۳ رجب ۱۴۳۲ چه روزی است؟ بله درسته روز تولد اولین امام شیعیان حضرت علی (ع) که این روز مبارک را روز پدر نام گذاری کرده اند. امروز برای شما عزیزان و دوستان آن امام مجموعه ای از پیامک های ویژه این روز را آماده کرده ایم که برای تبریک تولد حضرت علی (ع) و روز پدر بسیار مناسب میباشند. ضمن تبریک پیشاپیش این روز عزیز و تبریک به تمام پدران عزیز، امیدواریم که از این مجموعه لذت ببرید.

 

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

پیامک های جدید برای تبریک تولد حضرت علی (ع) و روز پدر

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد
که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 25 خرداد 1390  ] [ 3:09 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

یکی از نورانی‌ترین ماههای خداوند رجب است که ما را به دعا و نیایش و بهره‌گیری از لحظه‌های ناب فرا می‌خواند و در این میان اولین پنجشنبه این ماه، لیلةالرغائب جایگاه و ارزشی ویژه دارد.
پیامبر مکرم اسلام (ص) فرموده است: هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می‌شود، غضب الهی را از خود دور می‌کند و دری از درهای جهنم به روی او بسته می‌شود.همچنین از رسول گرامی اسلام نقل است: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.
همه زمانهای ماه رجب پرخیر و برکت هستند اما زمانهایی هستند که ارزش معنوی بیشتری داشته، بهتر می توان از آنها بهره مند شد. اولین شب جمعه که “لیلة الرغائب(شب آرزوها)” نامیده می شود، این ماه یکی از این فرصتهای طلایی است .نماز برای این شب عملی از رسول خدا (ص) ذکر شده که فضیلت بسیاری دارد:در صورت امکان و بلامانع بودن، روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت، یک مرتبه سوره حمد، ۳ مرتبه سوره قدر و ۱۲ مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون ۱۲ رکعت به پایان رسید، ۷۰ بار ذکر “اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله” گفته شود


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 24 خرداد 1390  ] [ 10:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

شکفتن نور
امروز، روز عید و شادی است. یکی از روزهای خوب و شاد خدا؛ روزی که همه شیعیان اهل بیت علیهم‏السلام دل‏هایشان غرق نور و شادمانی است.امروز روز ولادت یکی از امامان خوب و مهربان ماست. امامِ با محبتی که اتفاقاً سنش به شما دوستان خوب، نزدیک‏تر است. امروز، روز تولد امام نهم شیعیان، یعنی امام محمد تقی علیه‏السلام فرزند بزرگوار امام رضا علیه‏السلام است. فرارسیدن این روز خوب و با صفا را به شما تبریک می‏گویم.
چراغ زندگی
آیا هیچ فکر کردید که اگر یک روز صبح، ما از خواب بیدار شویم، ولی خورشید خانم از خواب بیدار نشود چه اتفاقی می‏افتد؟ اگر خورشید نباشد و با نور و گرمی خودش دنیا را نورانی و با صفا نکند، هیچ کس نمی‏تواند برای کار، تلاش، درس و مدرسه قدمی بردارد. امامان ما هم در واقع هر کدام خورشیدی هستند که زندگی معنوی ما را روشن می‏کنند، راه و رسم درست زندگی کردن را به ما یاد می‏دهند، و در پرتو نور آن‏هاست که ما می‏توانیم به سعادت دنیا و آخرت برسیم.
اگر امامان ما نبودند، هرگز نمی‏توانستیم توی زندگی دنیا، راه درست و صحیح را انتخاب کنیم و کارهایمان را آن طور که مورد رضایت خداست انجام بدهیم؛ بنابراین باید به خاطر این نعمت بزرگ که خدا به ما داده از او تشکر کنیم.
زیباترین اسم‏ها


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 23 خرداد 1390  ] [ 9:30 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]



رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:« هر کس علی را در زمان حیات و پس از مرگ او دوست بدارد خداوند تا زمانی که خورشید طلوع و غروب می کند، برایش امنیت و ایمان را مقدر خواهد کرد، و هر کس علی را دشمن بدارد، خداوند اسلامش را نمی‌پذیرد و به مرگ جاهلیت می‌میرد و روز قیامت مواخذه و بازخواست می‌شود.

عایشه می گوید: روزی پیامبر خدا به علی علیه السلام فرمود:« همین برای تو بس است که دوستدار تو هنگام مرگ، حسرت و افسوس ندارد، در قبرش هراس و وحشتی ندارد، و روز قیامت نیز نگران چیزی نیست.»

امام باقر علیه السلام فرمود:
مردی نزد
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفت و پرسید:« آیا هر کس گفت لا اله الا الله، مؤمن است؟ »
پیامبر فرمود:« دشمن ما به
یهودی ها و نصرانی ها ملحق می‌شود. (یعنی اگر کسی با ما دشمن باشد، اگر چه لا اله الا الله بگوید، مؤمن مسلمان نیست و مانند یهودیان و نصرانیان است که اسلام نیاورده‌اند و ایمان ندارند.) کسی داخل بهشت نمی‌شود مگر این که مرا دوست بدارد، و آن کسی که مدعی است مرا دوست دارد ولی با علی دشمن است، دروغ می‌گوید.»

عبدالله بن عمر می گوید: از پیامبر صلی الله علیه و آله دربارة علی بن ابیطالب علیه السلام پرسیدم حضرت فرمود: چرا گروهی مقام کسی را انکار می کنند که جایگاهش در پیشگاه خداوند همانند منزلت و جایگاه من در پیشگاه خداوند است.

آگاه باشید که هر کس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته است، هرکس مرا دوست بدارد خداوند از او راضی است، هرکس خداوند از او راضی باشد بهشت را به او پاداش دهد، بدانید که هر کس علی را دوست بدارد خداوند نماز و
روزه و عبادتش را قبول می کند، دعایش را مستجاب می کند.

بدانید که هر کس علی را دوست بدارد فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند و درهای
بهشت برایش گشوده می شود تا از هر دری که خواست بدون حساب وارد بهشت شود، آگاه باشید که هر کس علی را دوست بدارد از دنیا خارج نمی شود تا اینکه از حوض کوثر بیاشامد و تا این که از درخت طوبی بخورد و جایگاهش را در بهشت بنگرد.

بدانید که هر کس علی را دوست بدارد خداوند در بهشت به تعداد رگهای بدن او به او حوریه می دهد و درباره هشتاد نفر از خاندانش
شفاعت می کند و در برابر هر تار موئی که در بدن دارد شهری در بهشت از آن او می شود.
بدانید که هر کس علی را دوست بدارد خداوند ملک الموت (عزرائیل) را با رفق و ملایت به سوی او می فرستد و خداوند عزیز و با عظمت ترس و نگرانی از ((نکیر و منکر ( ناکر و نکیر )|منکر و نکیر)) را از او بر طرف می سازد. و قلبش را نورانی کند و رویش را سفید گرداند.


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 22 خرداد 1390  ] [ 10:39 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


علاقه وافر رسول خدا(ص) به فاطمه زهرا(س) در زمان حیات پیامبر و پس از آن زبانزد همه بود و کسی نمی تواند آن را انکار کند. در تأیید این مطلب از عایشه سؤال شد: «محبوب ترین مردم نزد رسول خدا(ص) چه کسی بود؟ در پاسخ گفت: از بین مردان محبوب ترین علی و از بین زنان، فاطمه بود».

در روایت دیگری پیامبر(ص) فرمود: «محبوب ترین مردم به من فاطمه است».

گاهی برای این که پیامبر علاقه خود را نسبت به فاطمه(س) و فرزندان ایشان نشان دهد و به مردم بفهماند که آنان نیز باید چنین باشند؛ در مجالس و محافل مختلف محبت خود را ابراز می کرد.

ابن ابی الحدید در بیان این واقعیت می گوید:

«ابن دیزیل در کتاب خویش (صفین) از زیدبن ارقم نقل می کند که گفت: همراه رسول خدا(ص) بودیم و او در خانه بود؛ در همین حال وحی بر او نازل شد و ما در گرمای سخت منتظر آن حضرت بودیم. در این هنگام علی همراه فاطمه و حسن و حسین آمدند و در سایه ی دیوار منتظر پیامبر(ص) نشستند؛ همین که پیامبر(ص) از خانه بیرون آمد و ایشان را دید، نزد آن ها رفت و ما همچنان سر جای خود ایستاده بودیم؛ آن گاه پیامبر(ص) در حالی که با جامه ای که با آن سایه ای بر سر آن ها افکنده بود و یک طرف آن را خود آن حضرت و طرف دیگرش را علی در دست داشت، نزد ما آمد و عرضه داشت: "پروردگارا من ایشان را دوست دارم، آنان را دوست بدار! پروردگارا من با هر کس که با ایشان در صلح و آشتی است، در صلح و آشتی هستم و با هر کس که با ایشان جنگ کند در حال جنگم." زیدبن ارقم گفت: پیامبر این کلام را سه بار تکرار فرمود».


ادامه مطلب  
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 7:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 215200 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes